نشست كميته وزرای خارجه عرب برای بررسی نخستين گزارش هيئت اعزامی اتحاديه عرب به سوريه كه از سوی رئيس هيئت ارائه شد، از وجود تصوير متفاوتی از بحران سوريه حكايت می كرد و دروغ بودن تصوير رسانه هايی مانند الجزيره، العربيه، بی بی سی، و ديگر رسانه های وابسته به جبهه منطقه ای و بين المللی ضد سوريه را، از اوضاع داخلی اين كشور نشان داد.
اين گزارش تا حد بسياری جبهه مذكور را در موضع منفعل و دستپاچه ای قرار داد تا جایی كه رئيس كميته يعنی نخست وزير و وزير خارجه قطر را واداشت تا از پيشنهاد خود مبنی بر استفاده از كارشناسان غربی در هيئت اعزامی اتحاديه عرب به سوريه، عقب نشينی كند. اين پيشنهاد برای بين المللی كردن بحران سوريه اما بتدريج مطرح شد. گويا قطر برای مداخله نظامی بين المللی غربی لحظه شماری می كند.
در بيانيه پايانی نشست كميته بحران سوريه در اتحاديه عرب به وجود گروه های مسلح در ميان مخالفان اشاره شده بود كه برای اولين بار از سوی يك منبع رسمی، وجود آن ها مورد تأييد قرار می گرفت، در حالی كه پيش از اين همه انكار مي كردند و آن را بهانه سوريه برای سركوب می دانستند. اما آنچه كه در اين ميان گم شده، اين سؤال است كه چه كسی اين گروه ها را مسلح كرده و از آن ها حمايت نظامی و لجستيكی می كند و چگونه تلاش برای تبديل يك بحران سياسی درون ملی به يك بحران نظامی منطقه ای و احيانا بين المللی از چشمان تيزبين قدرت های جهانی و منطقه ای پنهان می ماند و كشوری مانند تركيه كه علنا از گروه های مسلح حمايت می كند و خاك خود و مرزهای خود را در اختيار آنان قرار می دهد، مورد اعتراض قرار نمی گيرد؟
از سوی ديگر درست است كه نظام سوريه از يك پيچ تند تهديدات خارجی ناشی از بين المللي كردن بحران عبور كرده است اما داستان هنوز پايان نيافته است. هم، كار هيئت نظارت ادامه دارد و بر تعداد ناظران افزوده خواهد شد و هم كشورهای محور به اصطلاح اعتدال ( يا در واقع محور وابسته به امريكا و خط سازش با اسرائيل) كه در پي سرنگونی بشار اسد و ايجاد خلل و شكاف در جبهه مقاومت در مقابل سيطره امريكا و اسرائيل بر منطقه هستند، از تلاش های توطئه گرانه خود دست بر نداشته و نا اميد نشده اند بلكه جری تر هم شده اند و آثار اين عصبانيت را هم ممكن است در تحولات داخل سوريه و حتی به صورت عمليات انتحاری ببينيم، چرا كه به ميزانی كه راه های مداخلات در مرزها كنترل می شود، حملات در مركز و پايتخت افزايش می يابد.
به هر حال بحران در سوريه پايان نيافته است و بحران در نهايت، راه حل سياسی و داخلی می طلبد و نه امنيتی و نه خارجی.
لذا نظام سوريه نبايد اجازه دهد كه راه حل سياسی بسته شود و در صورتی كه به مطالبات سياسی و مدنی مردم خود پاسخ ندهد، در داخل به بن بست می رسد. درست است كه سوريه آمادگی خود را برای اصلاحات اعلام كرده و اقداماتی هم انجام داده است، اما قضاوت در مورد مصداقيت آن ها نياز به زمان دارد، علاوه بر آن اعتماد سازی و بازسازی فضای وحدت ملی در كشور نيز پس از شكل گيری بحران، بيش از پيش سخت تر است.
هر چند در حال حاضر تلاش های قطر در بعد سياسی و در هزينه های مالی كلان از يك سو، و تركيه در بعد سياسی و نظامی از سوی ديگر برای بين المللی كردن بحران سوريه و كشاندن تدريجی يا فوری غربيان به مداخله نظامی در اين كشور جهت سرنگونی اسد، و بالاخره تغيير موازنه استراتژيك منطقه به نفع امريكا و محور وابسته به آن، با شكست مواجه شده است، اما تلاش های جبهه خارجی هنوز به پايان نرسيده، همانگونه كه بحران كما كان به حال خود باقی است.
اكنون تا حدی با گزارش اوليه هيئت نظارت، گرد و غبار تبليغات دروغين فرو نشسته و برخی ابهامات بر طرف شده است، اما نظام سوريه و دوستان وی در جبهه مقاومت بايد بدانند كه خطر رفع نشده است و امريكا و هم پيمانانش كه هم پيمانان بزرگی همچون مبارك و بن علی و علی عبد الله صالح و يا به عبارت بهتر پايگاه های مهمی مانند مصر، و تونس و يمن را به طور نسبی از دست داده اند، به كمتر از دستيابی به سوريه، رضايت نمی دهند.
كشمكش بسيار جدی است و مهمترين راه شكست اين تلاش ها، وحدت ملی در سوريه و كنار آمدن نظام با مخالفان غير وابسته است؛ و قطعا ايران و حزب الله می توانند در اين زمينه هم به نظام سوريه و هم به مخالفان كمك كنند.


افزودن نظر جدید